|
لذت دنیا متعلق به كسی نیست كه با آدم صادق زندگی می كند بلکه آرامش دنیا سهم كسی است كه با وجدان صادق زندگی میكند... + دل داده شده شنبه نهم اردیبهشت 1391 15:14 توسط یه دلتنگ تنها |
خدا
می داند، ولی ... + دل داده شده شنبه نهم اردیبهشت 1391 14:25 توسط یه دلتنگ تنها |
ديدي اي دل عاقبت زخمت زدند؟ گفته بودم مردم اينجا بدند..! ديدي آخر ساقه جانت شكست؟ آن عزيزت عهد و پيمانت شكست! ديدي اي دل در جهان يك يار نيست؟ هيچكس در زندگي غمخوار نيست؟ آه ديدي سادگي جان داده است؟ جاي خود را گل به سيمان داده است؟ ديدي آخر حرف من بيجا نبود؟ از براي عشق اينجا جا نبود؟ تو بهار عمر را ديدي چه شد! زندگي را هيچ فهميدي چه شد! ديدي اي دل دوسيتها بي بهاست؟ كمترين چيزي كه مييابي وفاست...؟ + دل داده شده جمعه هشتم اردیبهشت 1391 17:49 توسط یه دلتنگ تنها |
بعضي وقتا ادما يادشون ميره قديما چي بودن و چه كارايي ميكردن وقتي يه جرقه اي باعث ميشه كه برگردي به قديم تازه ميگي اي دل غافل چه چيزايي داشتم كه از دست دادم و سعي ميكني كه تا اونجايي كه بشه بازم به دستشون بياري اي كاش قدرشونو ميدونستيم ولي حالا كه ميدونم چه گوهري ان دوباره به دستشون بيارم دوستون دارم + دل داده شده جمعه هشتم اردیبهشت 1391 17:44 توسط یه دلتنگ تنها |
خدایا تو می دانی و همه می دانند که زندگی از تحمیل لبخندی بر لبان من ، از آوردن برق امیدی در نگاه من ،از برانگیختن موج شعفی در دل من عاجز است . تو می دانی و همه می دانند که شکنجه دیدن بخاطر تو ،زندانی کشیدن بخاطر تو و رنج بردن به پای تو تنها لذت بزرگ زندگی من است ،از شادی توست که من در دل می خندم،از امید رهایی توست که برق امید در چشمان خسته ام می درخشد و از خوشبختی توست که هوای پاک سعادت را در ریه هایم احساس می کنم . نمی توانم خوب حرف بزنم . نیروی شگفتی را که در زیر کلمات ساده و جمله های ضعیف و افتاده پنهان کرده ام دریاب،دریاب. می دهند،شاهد بوده اند و شاهد هستند. آزادی تو مذهب من است ، خوشبختی تو عشق من است ،آینده تو تنها آرزوی من است. اگر تنها ترین تنها شوم، باز خدا هست، او جانشین همه نداشتن هاست. نفرین و آفرین ها بی ثمر است.اگر تمامی خلق گرگهای هار شوند و از آسمان، هول و کینه بر سرم ببارد، تو مهربان و جاودان آسیب نا پذیر من هستی. ای پناهگاه ابدی! تو می توانی جانشین همه بی پناهی ها شوی. + دل داده شده شنبه نوزدهم فروردین 1391 13:19 توسط آفتاب |
آيد بهار و پيرهن بيشه نو شود نو تر بر آورد گل ،اگر ريشه نو شود زيباست روي كامل سبزت كلاه نو زيباتر آنكه در سرت انديشه نو شود بهار مبارك + دل داده شده یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 1:0 توسط آفتاب |
دلم مي خواهد از سادگي بنويسم دلم مي خواهد دورترين سادگي هارا بپيمايم سادگي .... مي دونم مي گي خيلي ها ادعاي سادگي مي كنند اما همش شعاره و ...؟؟؟؟؟ اصلا دختر خوب مي دوني سادگي يعني چه ؟ هي نصيحت مي كني ؟ شايد معني سادگي يعني اينكه رنگ ها را ديدن و سفيد زندگي كردن نمي دونم شايد سادگي يعني ديدن و نخواستن ... براي ديگران خواستن شايد سادگي يعني سختي را به جان خريدن تو بگو !!!!! شايد سادگي يعني وقتي قصدش كردي بايد مواظب باشي شعار ها و مجسمه هاي رنگي گولت نزنند ! شايد سادگي يعني اينكه در سادگي غرق نشدن ، تا عادتمون نشه ! شايد سادگي يعني اينكه وقتي پاهامونو جاي پاي سادگي گذاشتيم از آدم هاي رنگي هم غافل نشدن ! درسته ساده نيستند اما ته دلشون دنبال هموني مي گردند كه تو هستي ! ..... اگر خواستي ساده زندگي كني يادت باشه آينه ات را هم باخود برداري ! + دل داده شده جمعه بیست و یکم بهمن 1390 18:13 توسط آفتاب |
وقتي راه رفتن آموختي ، دويدن بياموز و دويدن كه آموختي ، پرواز را راه رفتن را بياموز زيرا كه راه هايي كه مي روي جزئي از تو مي شود وسرزمين هايي كه مي پيمايي بر مساحت تو مي افزايد دويدن بياموز چون هر چيز را كه بخواهي دور است و هر قدر كه زود باشي ، دير و پرواز را ياد بگير نه براي اينكه از زمين جدا باشي ، براي آنكه به اندازه فاصله ي زمين تا آسمان گسترده شوي من راه رفتن ار از يك سنگ آموختم ، دويدن ار از يك كرم خاكي و پرواز را از يك درخت بادها از رفتن به من چيزي نگفتند ، زيرا آن قدر در حركت بودند كه رفتن را نمي شناختند . + دل داده شده جمعه هفتم بهمن 1390 20:1 توسط آفتاب |
دنبال يك اتاق تاريك مي گردم كه بنويسم دوباره دلم تنها شده شايد دوباره تجربه تلخ انتظار،ديواري كوتاه تر از دلم نديده شايد دوباره دلم مي خواهد شرمنده خدا شود بهانه اي كه هميشه مي گويم : دست خودش نبود . . . آرامشي برايش نيست امروز در پس سال ها رفاقت با زخم قديمي ، فقط يك نگاه به قاب زخمي دلش انداخت به ياد دوران سخت انتظار افتاد به ياد سايه هاي انتظار زنگ جرس قافله دل تنگي ،ناگهان در قلبم به صدا آمد و رام كردن دل خود را در ورق زدن آلبوم روزهاي .... گذشته انداخت انگار دوباره روزگار مي خواد بهم بگه بازم مراقب دلت نبودي اما نمي دونه كه سرعت اين قطار خيلي بيشتر شده و مجال سوار كردن مسافري ديگر را نخواهد داد مسافر جديد بر قلبم سوار نشو لطفا ورود تو به قلب آفتاب ممنوع + دل داده شده پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 18:44 توسط آفتاب |
سياه كنيد جامه را پرچم زنيد خانه را هوش كنيد مست را آب زنيد دست را سجده كنيد هست را سيركنيد گشنه را آب دهيد تشنه را دور كنيد خنده را عفو كنيد بنده را ارج نهيد زنده را ياد كنيد رفته را ماه حسين (ع) مي رسد السلام عليك يا ثارالله + دل داده شده سه شنبه هشتم آذر 1390 20:49 توسط آفتاب |
|